مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
از غم بی دردی مردم به سینه "آه" داشت در میان بیت الاحزان، نالۀ جانکاه داشت گاه از چشم کبودش اشکِ غربت میچکید گاه از پهلوی مجروحش شرارِ آه داشت گرچه آزرده شد از همسایگان خود، ولی لب به نفرین وانمیکرد و از آن اکراه داشت لحظهای دست از دفاعِ از ولایت برنداشت در غریبیِ علی، جان و دلی آگاه داشت جان خود را او به قربان امام خویش ساخت کوثری که عمر پُر عزّت، ولی کوتاه داشت کس نمیداند مـزارش را کجا پـیـدا کند کاش مثل بچههای خود زیارتگاه داشت نیست همدردی برایش ای «وفایی» درجهان بعد زهرا گرعلی سر در میان چاه داشت |